تبلیغات
ESFAHAN-30YA30

ESFAHAN-30YA30
اصفهان سیاسی 
نویسندگان
نظر سنجی
به نظر شما کدامیک در اولویت استانداری اصفهان قرار گیرد





پیوندهای روزانه

زندگینامه حضرت آیت الله سید حسین خادمی

تولّد

حضرت آیة الله سید حسین خادمى در سوم شعبان سال 1319 هـ .ق. (زاد روز تولد امام حسین(علیه السلام)) در شهر اصفهان و در خاندان علم و تقوا چشم به جهان گشود. پدرش به میمنت روز تولد امام حسین(علیه السلام)، نام «حسین» بر او نهاد و مادر با ایمانش از همان روز نخست، وى را براى «خادمى» مکتب امام حسین در دامان خویش پرورش داد.
آیة الله خادمى در اوان کودکى، پدر خویش (آقا سید جعفر خادم الشریعه) را از دست داد و تربیت اسلامى او تحت نظارت مادرى آغاز شد که او نیز از خاندانى بزرگ به شمار مى رفت. مادرش دختر مرحوم حاج میرزا فضل الله صدر الشریعه بود. خاندان مادرش همچون خاندان پدرش، مبلّغان بزرگى را تقدیم مکتب تشیّع کرده بود. از آن روى که آیة الله خادمى وابسته به دو خاندان اصیل و سادات که در کشورهاى لبنان، سوریه، عراق و ایران پراکنده اند و آوازه فضل و شرف و علمشان عالم گیر شده، لازم است در آغاز شمّه اى در خصوص این دو خاندان بزرگ: «صدر» و «شرف الدّین» سخنى گفته شود، تا زمینه براى معرفى و شناخت وى فراهم آید.
نسب آیة الله خادمى(رحمه الله)

الف ـ خاندان شرف الدین

نسب پدرى آیة الله خادمى به سلسله سادات با فضیلت «شرف الدین» باز مى گردد. در نقباءالبشر آمده است: خاندان شرف الدین، داراى نژادى کریم، پیکره اى راستین و کان سخاوتبار شرف اند... . این خاندان، شرافتِ تبار و بزرگى نژاد را با هم در خود گرد آورده است و علم و عمل با هم در آن جمع گردیده است و در رسیدن به مقامات عالى، گوى سبقت از دیگران ربوده اند و مردانى در آن درخشیده اند که دین اسلام و مذهب امامیه را یارى کرده اند.
نیاى آنان، شرف الدین سید گرامى ابومحمّد ابراهیم بن زین العابدین از تبارى کریم و کانى دیرپاست و خمیره او از شرف سرشته شده است... . نسب والا و شریفش در همه نوادگان وى استوار است و در خاندان او جز ارجمندان یافت نمى شوند.
سلسله نسب سیّد شرف الدین در نقباءالبشر به ترتیب نام برده شده تا به امام هفتم شیعیان، حضرت امام موسى الکاظم(علیه السلام)و سپس به حضرت على(علیه السلام) رسیده است.

ب ـ خاندان بزرگ صدر

خاندان بزرگ و شریف «صدر» از دیگر خاندانى است که آیة الله خادمى بدان منتسب است. این خاندان در کشورهاى لبنان و سوریه از سابقه دیرینه علمى و فقهى برخوردار است به گونه اى که اکثر رجال آن در زمره مراجع تقلید و مشایخ صاحب اجازه در نقل روایات و یا جزو مؤلفان و محققان دیگر علوم اسلامى شناخته مى شوند.
سرسلسله این خاندان، سید صدرالدین محمّد موسوى عاملى (متوفا: 1263 هـ .ق.) با خاندان «شرف الدین» نسب مشترک دارند. به عبارت دیگر، این طایفه نیز سرانجام سیادتشان به امام کاظم(علیه السلام) مى رسد گذشته از آن که پدر «سید صدرالدین محمّد (سرسلسله خاندان صدر) از نوادگان شیخ حرّ عاملى(رحمه الله) نیز به شمار مى رود. سید صدرالدین صدر که فقیهى اصولى، عمیق النظر، دقیق الفکر، ادیب، شاعر و داراى کمالات معنوى بود، از این خاندان است. امام موسى صدر، فرزند وى است. شهید سید محمّد باقر صدر، نابغه کم نظیر عرصه فقه و فقاهت ومجاهد عرصه سیاست، از دیگر شخصیت هاى علمى وانقلابى این خاندان است.
آیة الله سید حسین خادمى از ناحیه پدر از فرزندان سید ابوجعفربن سید صدرالدین محمّدبن سید صالح بن سید محمّد بن سید شرف الدین و از ناحیه مادر، به مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء وابسته است.

تحصیل

این عالم وارسته پس از فراگیرى خواندن و نوشتن، علوم حوزوى را نزد علماى بزرگ حوزه علمیّه اصفهان، نظیر شیخ على مدرس یزدى، آقامیرزا اردستانى، میرزااحمد مدرس اصفهانى و میرمحمّدصادق خاتون آبادى آغاز کرد و رسائل شیخ انصارى را نزد آخوند ملاعبدالکریم گزى و میرسید على مجتهدنجف آبادى و کفایة الاصول آخوند خراسانى را نزد سید محمّد نجف آبادى آموخت.

هجرت به نجف اشرف

جاذبه نجف وى را به هجرتى انفسى و آفاقى سوق داد و نقطه عطفى را در زندگى وى نهاد.
وى در این دوره، ضمن صیقل دادن روح و روانش با زیارت امام على(علیه السلام) و عرضه کردن خویش بر بزرگان عرفان و سیر و سلوک، در درس میرزا محمّد حسین نائینى، آقا ضیاءالدین عراقى، سیدابوالحسن اصفهانى، شیخ محمّد بلاغى و سیدابوتراب خوانسارى شرکت کرد.
تلاش فوق العاده و استعداد سرشار وى در اندک زمانى، آیات عظام حوزه علمیّه نجف را ـ که استادان وى نیز بودند ـ بر آن داشت تا قوه استنباط و اجتهاد وى را گواهى کنند و به او اجازه روایت دهند.([1])
آیة الله خادمى در خلال تحصیل، با آیات عظام: میلانى(رحمه الله)، علاّمه طباطبائى(رحمه الله)، خوئى(رحمه الله)، شیخ محمّد على کاظمى خراسانى(رحمه الله) و سید عبدالحسین طیب هم مباحثه بود.

بازگشت به اصفهان

دغدغه تعطیل شدن حوزه علمیّه بزرگ و کهن اصفهان توسط رضاخان و تلاش نظام ستم شاهى در زدودن دین و آثار دینى در این شهر مذهبى، وى را بر آن داشت تا به اصفهان باز گردد و اندوخته هاى علمى و معنوى خود را در اختیار اشخاصى قرار دهد که از هر سو در تهاجم التقاط و ابتذال بودند. دعوت علماى اصفهان از ایشان براى بازگشت به اصفهان بى تأثیر نبود. آیة الله خادمى پس از ورود به اصفهان، در مدرسه صدر به درس و بحث پرداخت و حوزه علمیّه اصفهان را که به دست رضاخان از هم گسیخته شده بود، مجدداً احیاء و تحکیم بخشید و با تلاش شبانه روزى خود، آن را رونق و جهت داد.

تدریس

وى که در فقه، اصول، رجال، تفسیر، معارف و علوم عقلى و نقلى، سرآمد استادان عصر خود در حوزه علمیّه اصفهان بود، توانست در مدتى کوتاه، حال و هوایى دیگر بر حوزه درس اصفهان حاکم کند، به گونه اى که جلسات درس او به پر جمعیت ترین و پرمایه ترین مجالس درس مبدّل گردید. وى این روند تعلیم و تعلم را با وجود کهولت سن، تا آخر عمر پر برکتش همچنان دنبال مى کرد.

آثـار

1ـ رسالة فى ارث الزوجة.
2ـ حواش على کتاب الطهارة و الصلوة و الزکوة من کتاب مصباح الفقیه للشیخ رضا الهمدانى.
3ـ تقریرات اصول از ابتداى مباحث الفاظ تا آخر معناى حرفى و از خاتمه برائت تا آخر تراجیح.
4ـ تقریرات فقه مرحوم نائینى در نماز و روزه.
5ـ رساله اى در لباس مشکوک تا قواطع نماز.
6ـ رساله اى در عموم شمول حق الارث زوجه به غیر منقول.
7ـ حواشى به کتب اصول.
8ـ رهبر سعادت یا عظمت دین محمّد(صلى الله علیه وآله)که در دو جلد به زبان فارسى چاپ شده است.

سیره عملى

سیره عملى آیة الله خادمى از عوامل مهم نفوذ اجتماعى وى در بین عامّه مردم بود. او که عارفى زاهد بود، در برابر عام و خاص متواضع و فروتن بود، کمتر کسى است که به ملاقات آن مرحوم رفته باشد و در خصوص زندگى بسیار ساده و زاهدانه اش سخن نگفته باشد. تا اوایل انقلاب، با وجود ابتلا به پا درد و کهولت سن، از داشتن اتومبیل بى بهره بود تا این که یکى از دوستانش اتومبیلى به ایشان اهدا کرد.
آیة الله خادمى مانند بسیارى از اولیاى خدا، به تهجد و شب زنده دارى مى پرداخت. از دیگر خصال پسندیده اى که در ذهن و اندیشه تاریخ به یادگار مانده است، مى توان به شکیبایى، حلم، توکل، ایمان قلبى، دور اندیشى، وارستگى از وابستگى هاى مادى و دنیایى و گشاده رویى او اشاره کرد و در یک کلمه، مى توان گفت که گویى حضرت آیة الله خادمى هر روز گفتار و کردار و پندار خویش را بر خطبه همام امیرالمؤمنین(علیه السلام)عرضه مى داشت.
تواضع و فروتنى او زبانزد خاص و عام بود. او از کسانى که به هر دلیل به ملاقات ایشان مى رفتند، به گرمى استقبال مى کرد و با مزاح هاى شیرین و ملیح و رفتار صمیمانه، آنان را مسرور و فضا را براى بیان مطالب گوناگون و پاسخ به سؤالات آنان فراهم مى کرد.

برچسب ها: قیام مردم اصفهان، 5رمضان،
[ جمعه 21 تیر 1392 ] [ 07:46 ب.ظ ] [ ali reza ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
تاریخ روز
پخش زنده حرم